بازبینی استراتژی
دو اشتباه تقریباً به یک اندازه پول میبرند: زنده نگه داشتن استراتژی مرده از سر وفاداری، و کشتن استراتژی سالم در میانه یک دوره ضرر طبیعی. هر دو از یک خلأ میآیند: نبود آزمونی که از پیش توافق شده باشد.
اول، آیا این افت اصلاً غیرعادی است؟
پیش از هر تفسیری بررسی کنید که آیا دوره ضرر از آنچه نرخ برد شما محتمل میکند فراتر رفته یا نه. سیستمی با نرخ برد ۴۰ درصد، دورهای از نُه ضرر پیاپی را با نظم آزاردهندهای تولید میکند.
| نرخ برد | بلندترین دوره ضرر در ۲۰۰ معامله | حالت حدی اما ممکن |
|---|---|---|
| ۶۰٪ | ۵ | ۸ |
| ۵۰٪ | ۷ | ۱۰ |
| ۴۰٪ | ۹ | ۱۳ |
| ۳۳٪ | ۱۲ | ۱۷ |
دوم، آزمون چهار سؤالی
- ۱آیا نرخ پایبندی من در این دوره بالای ۸۵ درصد است؟ اگر نه، متغیر خودِ معاملهگر است.
- ۲آیا ضررها در یک ستاپ متمرکزند یا در همه پخش شدهاند؟
- ۳آیا شرایطی که لبه من به آن وابسته است بهطور قابل اندازهگیری تغییر کرده؟
- ۴آیا میانگین ضرر بزرگتر شده یا فقط تعدادش بیشتر؟
سؤال چهارم تشخیصیترین و کماستفادهترین است. ضررهای مکررِ هماندازه معمولاً یعنی واریانس. ضررهایی که هرکدام بزرگتر شدهاند یعنی حد ضرر شما دیگر با نوسان بازار هماهنگ نیست — یک مشکل کالیبراسیون قابل رفع، نه یک لبه مرده.
سوم، پیش از افتادن در چاه تصمیم بگیرید
معیار بازنشستگی هر استراتژی را وقتی بنویسید که دارد کار میکند. چیزی مشخص: «اگر این ستاپ در هر ۶۰ معامله متوالی با پایبندی بالای ۸۵ درصد امید ریاضی منفی بدهد، کنارش میگذارم.» آنگاه تصمیم در میانه افت سرمایه یک جستوجوی ساده است، نه بحث با خودتان در ساعت دو بامداد.
استراتژی را بر اساس شواهد بازنشسته کنید، نه بر اساس ناراحتی. ناراحتی هر فصل میآید؛ شواهد نه.